حقوق بازنشستگی در اسلام

امروز یک روایت خیلی جالب از کتاب ‘داستان راستان’  شهید مطهری خوندم و به نظرم با وجود خیلی معمولی بودنش خیلی جالب هست، خصوصا اینکه چه طور ۱۴۰۰ سال پیش امام علی علیه اسلام این سطح از عدالت اجتماعی رو مطرح می کنند، چیزی که هنوز شاید در کشورهای پیشرفته هم به طور کامل نشه دیدش.

بحث حقوق بازنشستگی فارق از اینکه الان تا چه حد در ایران و به چه خوبی انجام میشه، اهمیتش اونجا هست که به شهروند ها نوعی آرامش از آینده میده و مقدار جرعت و ریسک پذیری مردم رو در اجتماع بالا میبره و در کل امید رو در جامعه افزایش میده. دو نکته به طور خاص در این داستان جالبه، اول اینکه پرمرد نصرانی هست و بر تصمیم امام علی هیچ تاثیری نداره و دوم اینکه پرمرد شغلش آزاد بوده و با این حال از دید امیرالمومنین باید از حق بهره ببره. در هر حال داستان از این قراره :

پیر مرد نصرانی، عمری کار کرده و زحمت کشیده بود، اما ذخیره و اندوخته ای نداشت، آخر کار کور هم شده بود. پیری و نیستی و کوری همه با هم جمع شده بود و جز گدایی راهی برایش باقی نگذارد، کنار کوچه می ایستاد و گدایی می کرد. مردم ترحم می کردند و به عنوان صدقه پشیزی به او می دادند و او از همین راه بخور و نمیر به زندگانی ملالت بار خود ادامه می داد.

تا روزی امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام از آنجا عبور کرد و او را به آن حال دید. علی به صدد جستجوی احوال پیر مرد افتاد تا ببیند چه شده که این مرد به این روز و این حال افتاده است، ببیند آیا فرزندی ندارد که او را تکفل کند؟ آیا راهی دیگر وجود ندارد که این پیرمرد در آخر عمر آبرومندانه زندگی کند و گدایی نکند؟

کسانی که پیر مرد را می شناختند آمدند و شهادت دادند که این پیر مرد نصرانی است و تا جوانی و چشم داشت کار می کرد، اکنون که هم جوانی را از دست داده و هم چشم را، نمی تواند کار بکند، ذخیره ای هم ندارد، طبعا گدایی می کند. علی علیه السلام فرمود:

«عجب! تا وقتی که توانایی داشت از او کار کشیدید و اکنون او را به حال خود گذاشته اید؟! سوابق این مرد حکایت می کند که در مدتی که توانایی داشته کار کرده و خدمت انجام داده است. بنا بر این بر عهده حکومت و اجتماع است که تا زنده است او را تکفل کند. بروید از بیت المال به او مستمری بدهید.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *